فراز هایی از دردهای دکتر شریعتی
به نام خالق يکتا
رنج بزرگ يک انسان اينست که عظمت او و شخصيت او در قالب فکرهای کوتاه ، در برابرنگاههای پست و پليد و احساس او در روحهای بسيار آلوده و اندک و تنگ قرار گيرد .
چنين روحی در چنان حالی هميشه هراسناک است که اين نگاهها ، اين فهمها و اين روحها او را ببينند ، بفهمند و بشناسند .
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
من معتقدم که از همه ی سخنانی که علی در مدت عمرش گفته است جمله ای از همه رساتر ، بليغ تر ، زيباتر ، اثربخش تر و آموزنده تر وجود دارد و آن : « 25 سال سکوت علی است » .
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
درد علی دو گونه است :
يک درد ، درديست که از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس ميکند ، و درد ديگر درديست که او را تـنها در نيمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدينه کشانده و بناله در آورده است .
ما تنها بر دردی می گرييم که از شمشيرابن ملجم در فرقش احساس می کند .
اما اين درد علی نيست
دردی که چنان روح بزرگی را بناله آورده است ، تنهايی است ، که ما آن را نمیشناسيم !!
بايد اين درد را بشناسيم ، نه آن درد را . . .
که علی درد شمشير را احساس نميکند
و . . . ما . . .
درد علی را احساس نميکنيم .
« معلم شهيد دکتر علی شريعتی »

فرازی از دعاهای معلم شهيد
« دکتر علی شريعتی »
ای خداوند ....
به علمای ما مسئوليت
و به اقائم ما علم
وبه دينداران ما دين
و به مؤمنان ما روشنايی
وبه روشنفکران ما ايمان
وبه متعصبين ما فهم
وبه فهميدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پيران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت
و به اساتيد ما عقيده
و به دانشجويان ما نيز عقيده
و به خفتگان ما بيداری
و به بيداران ما اراده
و به نشستگان ما قيام
و به خاموشان ما فرياد
و به نويسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما صبر
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف
و به مبلغان ما حقيقت
و به حسودان ما شفا
و به خودبينان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
و به فرقه های ما وحدت
و به مردم ما خود آگاهی
و به همه ملت ما همت تصميم و استعداد و فداکاری
و شايستگی نجات و عزت
ببخش
