دهانت را میبویند
مبادا گفته باشی
دوستت دارم![]()
دلت را می پویند
مبادا...
شعله ای در ان نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
در این بن بست کج و پیچ سرما
اتش رابه
...به سوخت بار سرود و شعر
فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مکن
انکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ امده
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
روزگار غریبی است.![]()
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 17:3  توسط faryad- amir
|
